الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)

مقدمه 23

منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)

است و در بعضى از نسخه‌ها بلهوت است . و نيز به نهر و نهر به مداد و مداد به نور در روايات تفسير شده است . ن اول ما صدر دوات است كه منشأ كتابت جميع كلمات نورى وجودى شده است و ن حوت شده است كه از آن ماده سياهى مركب پديد مىآيد . و ن حوت آب حيات همه و حامل همهء ارضين ووو . ن را به مداد تفسير كرد مدادى كه نور است و همهء حروف و كلمات وجودى از اين مداد نور نوشته شده است پس وجود در هرجا كه قدم نهاد نور است . مداد حروف كتبى مركّب است كه بهترين آن مركّب سياه است . بود قرآن كتبى آيت عين * بود هر آيت او رايت عين الف در عالم عينى الوف است * بمانند الف ديگر حروف است حروف كتبيش باشد سياهى * حروف عينيش نور الهى حقيقت محمّديّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم به حسب عروج صادر نخستين است و يكى از اسماى آن حضرت نون است و نون صادر نخستين كه حامل ارض است يعنى آن رقّ منشور و نور مرشوشى كه كلمات نورى وجودى بر او منتقش‌اند وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ . و پوشيده نيست كه حيات حوت به آب است وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ . مرحوم مير در اول « جذوات » گويد : عينان عينان لم يحفظهما رقم * في كلّ عين من العينين عينان نونان نونان لم يكتبهما قلم * في كلّ نون من النّونين نونان نون را چون حمد و ذكر و اقسام نكاحات و انواع قيامت و قلب و حضرات ، پنج مرتبه است . در اين امر به نكتهء 663 « هزار و يك نكته » رجوع شود ( ص 454 - 456 ج 1 ط 1 ) و بند 33 « تمهيد القواعد » در شرح « قواعد التّوحيد » كه قال اقول سى و سومين آنست نيز مطلوبست ( ص 93 - 97 ط 1 ) و عرش نيز پنج عرش است . رسالهء « عقلة المستوفز » شيخ عارف محيى الدين عربى در اقسام پنجگانهء عرش و نيز